تبليغاتX
ريحان جوك

ريحان جوك

ريحان دهكده زيبايست در ايران.......ريحان جوك وبلاگي است زيبا در دهكده جهاني

هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.
*********************************************
یه روز یکی می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.
میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟
*********************************************
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه...!
*********************************************
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."
*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!
*********************************************
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.
*********************************************
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت!!!
*********************************************
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!
*********************************************
وسط شهر یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش، ‌زخم و می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!
*********************************************
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟
ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.
چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد.
همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟
ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!
*********************************************
 
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 1:44  توسط حسين ابراهيمي  | 

لره و ترکه شطرنج بازی میکردن - شاه دغ مرگ میشه !!!

 

زندگی سه تا پیچ داره

تولد

عشق

مرگ

سر پیچ دوم منتظرم باش تا پیچ سوم همراهیت کنم

 

سنگینی باری که خدا بر دوش ما میگذارد انقدر زیاد نیست که کمرمان را خرد کند

انقدر است که ما را برای دعا به زانو دراورد

 

 

ای اس ام اس برو پیش اونی که دارم بهش فکر می کنم

.

.

.

.

.

.

.

.

.

یه دونه بزن تو سرش برگرد بیا با هم بهش بخندیم

 

.

.

.

.

.

.

.

شستت حال اومد؟؟؟؟

اون چیه که از گل بهتره، از حوری قشنگ تره، از دنیا با ارزش تره، از فرشته پاک تره؟

.

.

.

واقعا که!

.

.

.

تو هنوز منو نشناختی؟؟؟؟

 

 

 

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند

 یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

 

!از خدا پول خواستم بانک داد

درخت خواستم جنگل داد

اتاق خواستم خونه داد

حالا میترسم تورو بخوام بهم یه گله گوسفند بده!!!

 

--
سلام
.
.
.
.
.
.
چیه دنبال من راه افتادی؟؟؟


حالا خوبه فقط یه
سلام کردیم !!

--

همه ی وجود سرمو رو شونه ی مهربونه تو میذارم و یواشکی دماغمو با لباست پاک

میکنم !!

--

اگه گفتی پنج شنبه شب بعد ساعت 12 چی میشه ؟
.
.
.
.
.
.
خوب معلومه دیگه جمعه میشه خنگ خدا !

--

.
.
.
.
.
.
.
.
اون نرده ها رو زدن تا
گوسفندا نیان این طرف، تو چطوری اومدی ؟

--

ترکه می ره دانشگاه به 2 دلیل می فهمن ترکه

۱:سامسونتش رو می ذاشت تو زنبیل

2:وقتی استاد تخته رو پاک می کرد اونم دفترش رو پاک می کرد

--

اون چیه که ماست میریزن توش بعدشم باهاش شلیک میکنن؟


خوب معلومه دیگه
تفنگ! ماست هم نکته ی انحرافی بود !

--

یه روز یارو سوار هواپیما می شه،یهو هواپیما سقوط می کنه.

.. . . . این قرار بود جوک باشه اما حادثه خبر نمی کنه!

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 1:43  توسط حسين ابراهيمي  | 

فرا رسیدن عید بزرگ نوروز بر شما مبارک....

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 0:38  توسط حسين ابراهيمي  | 

سلام .. نظر یادتون نره....

از این درمورد این وبلاگ اظهار نظر می کنید ممنونم....

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 2:23  توسط حسين ابراهيمي  | 

اس ام اس و جک

هنگام سحر، خروسی بالای درخت شروع به خواندن کرد و روباهی که از آن حوالی می گذشت به او نزدیک شد.
روباه گفت: تو که به این خوبی اذان می گویی، بیا پایین ب هم به جماعت نماز بخوانیم.
خروس گفت: من فقط مؤذن هستم و پیشنماز پای درخت خوابیده و به شیری که آنجا خوابیده بود، اشاره کرد.
شیر به غرش آمد و روباه پا به فرار گذاشت.
خروس گفت مگر نمی خواستی نماز بخوانیم؟ پس کجا می روی؟
روباه پاسخ داد: می روم تجدید وضو می کنم و برمی گردم!
*********************************************
قاضی دادگاه، آدم شیادی که مال مردم را بالا می کشید محکوم کرد که روی الاغ سوار کنند و در همه جای شهر بگردانند و جار بزنند که او آدم کلاشی است و کسی به او پول ندهد.
در پایان روز صاحب الاغ از او کرایه خواست.
یارو با پوزخند گفت: مرد حسابی! خودت از صبح تا حالا داری فریاد می زنی که من پول مردم را بالا می کشم، حالا با چه امیدی از بنده کرایه الاغت را مطالبه می کنی؟!
*********************************************
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند.
به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه.
ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد.
وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
*********************************************
می گویند یک روز جرج بوش با لباس غواصی به عمق 200 متری اقیانوس رفته بود.
یک کوسه به طرفش آمد و از او پرسید: ببخشید! شما آقای بوش رئیس جمهور آمریکا هستید؟
بوش با تعجب پاسخ داد: آره، ولی تو از کجا مرا شناختی؟
کوسه خندید و گفت: آخه دیدم به جای کپسول اکسیژن، کپسول آتش نشانی به پشتت بسته ای!!
*********************************************
به شخصی گفتند: زود باش زود باش جشن عروسی شروع شده.
گفت: به من چه؟
به او گفتند: عروسی پسر خودت است.
طرف به یارو گفت: پس به تو چه؟!
*********************************************
دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.
*********************************************
یه روز یکی می خواسته سوار آسانسور بشه میبینه اونجا نوشته: ظرفیت 12 نفر.
میگه: ای وای خدا! حالا اون 11 نفر رو از کجا بیارم!؟
*********************************************
یارو به شاگردش میگه: قربون دستت، برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ماشین کار میکنه یا نه.
شاگرد میره عقب ماشین، میگه: کار میکنه، کار نَمیکنه، کار میکنه، کار نَمیکنه...!
*********************************************
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."
*********************************************
گدا: آقا تو رو خدا به من هزار تومن بدین برم ناهار بخورم.
یارو: پول نمیدم، ولی بیا بریم برات یه پرس غذا بگیرم.
گدا: نه نخواستم، امروز واسه هزار تومن تا حالا شیش بار ناهار خوردم!
*********************************************
معلم تاریخ: آهای… تو که با اون قد بلندت ته کلاس وایسادی و بر و بر منو نگاه میکنی بگو ببینم اسکندر مقدونی کی بود؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: کی ناصرالدین شاه را کشت؟
طرف: نمیدونم.
معلم تاریخ: پس تو با این وضعت چطوری میخوای امتحان تاریخ بدی؟
طرف: من که نمیخوام امتحان بدم من اومدم بخاری کلاس را تعمیر کنم.
*********************************************
یه دهاتیه پا میشه میاد تهرون میره سوار تاکسی میشه میگه در بست. راننده هم قبول میکنه.
وقتی میاد پیاده شه یه ده تومنی میزاره کف دست راننده و میره.
راننده داد میزنه: آقا…بقیه ش؟؟؟
دهاتیه میگه: بقیه ش مال خودت!!!
*********************************************
یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!
*********************************************
وسط شهر یه چاهی بوده، ‌هی ملت می‌افتادن توش، ‌زخم و می‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!
*********************************************
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد.
بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد.
همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟
ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت.
چند روز بعد دوباره ملا دیگ را درخواست کرد همسایه به امید زاییدن دیگ، دیگ را به او داد و مدتی گذشت و ملا دیگ را نیاورد.
همسایه برای دریافت دیگ خود را به در خانه ی ملا رسانید و دیگ خود را درخواست کرد.
اما ملا با گریه پاسخ داد که دیگ مُرد.
همسایه با تعجب پرسید مگر دیگ می میرد؟
ملا گفت: این بار هم مانند بار قبل دیگ در حال زاییدن بود که سر زا مرد!!!!!!
*********************************************
یک روز یکی دو تا دزد می گیره زنگ می زنه به 220
*********************************************
غضنفر داروخونه داشته، یک روز جلو در مغازه بزرگ مینویسه: سوسک کش جدید رسید.
بعد یک مدت یکی میاد تو داروخونه میگه: ببخشید، جریان این سوسک‌ کش جدید چیه! این خونه ما رو سوسک گرفته!
غضنفر میگه: این دارو خیلی جدیده و بازدهیش هم تضمینیه شما این دارو رو میریزید تو یک قطره چکون، بعد کشیک میکشید تا سوسکها رو بگیرید هر سوسک رو که گرفتید، در روز سه نوبت (صبح و ظهر و شب) تو هر چشمش دو قطره ازین دارو میچکونید، بعد از یک مدت سوسکها کور میشن و خودشون از گشنگی میمیرن .
یارو میگه: خوب آخه اگه سوسکها رو بگیریم که همونجا درجا می‌کشیمشون.
غضنفر میره تو فکر، بعد یک مدت میگه: آره خوب، ازون راهم میشه !!
*********************************************
یکی: راستی راستی این دفعه رفتم تست بازیگری دادم و قبول شدم میگین چجوری . بخونین.
کارگردان گفت:نقشش خیلی کوتاهه ها فقط همین صحنه.
گفتم:عیبی نداره!
گفت:پول نمیدیما!
گفتم:عیبی نداره!
گفتم:دیالوگ چی؟
گفت: خودتو نشون نمیدیم!
تو میری پشت یه دیوار بعد یک گلدون میوفته اونور و تو میگی:آخ.
گفتم: بلند بگم.
گفت:مهم نیست صدات هم بعدآ دوبله میشه!!!
*********************************************
آمریکاییه داشته تو رودخونه غرق میشده،‌ هی داد میزده: help me, hellllp!
یکی از اونجا رد میشده میگه:‌ احمق جون اگه جای کلاس زبان کلاس شنا رفته بودی الان غرق نمیشدی.
*********************************************
شخصی به حمام رفت بدون اینکه موهایش را خیس کند به آن شامپو زد.
از او پرسیدند چرا این کار را کردی؟
جواب داد آخه رو شامپو نوشته شده بود برای موهای خشک.
*********************************************
از زرنگی می پرسن دو دوتا میگه چهارتا برای جایزه بهش چهارتا گردو می دن.
یه روز دیگه ازش می پرسن دو دو تا می گه یه گونی.
*********************************************
بابای یکی میمیره، مجلس ختمش رفیقاش همه میان بهش تسلیت میگن.
بنده خدا خیلی احساساتی میشه، میگه: به خدا خیلی زحمت کشیدین تشریف آوردین، ‌شرمنده کردین... ایشالله ختم پدرتون جبران می‌کنم!
*********************************************
روزی از یک چوپان می پرسند:این همه چوپانی کردی رو اخلاقت تاثیر نگذاشته؟
می گه:نع...نع..نع!!!
*********************************************
از آقای خیابانی میپرسن: به نظر شما اگه آمریکا افغانستان و عربستان رو بگیره، به کره و چین هم حمله کنه تکلیف ایران چی میشه؟
خیابانی میگه: چی میشه نداره که، ایران میره جام جهانی! 
*********************************************
اولی:به نظر تو موقع تشیع جنازه جلوی تابوت باشی بهتر است یا پشت تابوت؟
دومی:فرقی نمی کند فقط باید سعی بکنی داخل تابوت نباشی.
*********************************************
یوسف دوان دوان به دفتر مدرسه وارد شد و گفت آقای ناظم کمک کنید الان نزدیک به نیم ساعت است که پرویز با بردارم دعوا می کند و داره اون رو میزنه .
ناظم در حال خروج از پرویز پرسید:چرا زودتر نیامدی بگویی؟
پرویز سری خاراند و گفت:اخه تا الان داداشم داشت اونو میزد.
*********************************************
یه روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.
ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!
*********************************************
یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»
*********************************************
یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 1:41  توسط حسين ابراهيمي  | 

آويني تو جنگ كشته‌ميشه، به تركه ميگن برو يه جوري به خانوادش خبربده. تركه ميره دم خونشون زنگ ميزنه، زن يارو ميگه: كيه؟ تركه ميگه: ببخشيد،‌ منزل شهيد آويني

............................................................

به تركه ميگن بچت حشيش مي‌كشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم مي‌كشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش مي‌كشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ تركه ميگه خفه شو پدر سگ، مردم تو آسمونا ديدنت

...............................................................

زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟ شوهر: آره، خوب یادمه، گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم. زن: خوب، پس چی شد؟ شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه. زن: کیو خوشبخت کردی؟ شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 1:34  توسط حسين ابراهيمي  | 

سلام ..

می تونید از وبلاگ جدیدم دیدن کنید.

www.hajaghaebrahimi.blogfa.com

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت 2:34  توسط حسين ابراهيمي  | 

بازهم جوك...............

دو زندوني معتاد به طرف هم هسته خرما پرت
مي کردن، از زندوني ديگه مي پرسن؟ چه خبر؟
مي گه: جنگ هشته ايشت


يه ترياکي، تو پيام گير تلفنش ضبط کرده بوده:
هشتم ولي خشتم


دو تا ترياكى باهم نشته بودن ترياك مى كشيدن
اولى از دومى سوال كرد ، كي روز جمعه مياد .
دومى جواب داد وا شخصى سر خيابان واستاده بود يك خركوش داشت مى خواست بفروشه ، يك دفه يك معتاد از راه رسيد كفت اين ميمون جنده ، مرده كفت اقا اين خركوشه نه ميمون ، معتاد كفت من كه از شما سوال نكردم از از خركوشه سوال كردم لله نميدونم يا شنبه يا يكشنبه


شخصى سر خيابان واستاده بود يك خركوش داشت مى خواست بفروشه ، يك دفه يك معتاد از راه رسيد كفت اين ميمون جنده ، مرده كفت اقا اين خركوشه نه ميمون ، معتاد كفت من كه از شما سوال نكردم از از خركوشه سوال كردم


ترياکيه داشته ترياک مي کشيده؛ يهو پليس
سر مي رسه و مي گه: بي حرکت. ترياکيه مي گه: ک از يه معتاده مي پرسند؟ تو بيژني؟ مي گه: نه من ژن دارم.
و تا حرکت!!!


يارو ترياکيه " باد ول مي ده " ، ..نش رگ به رگ ميشه....


يه روز يه پسره توپش مي فته تو خونه يه معتاد از قضا معتاد تازه يه صفايي به خودش داده بوده پسره در مي زنه معتاد در و باز مي كنه پسره مي گه آقا توپم معتاده هم مي گه خوب منم توپم


1. يه ترياکي، تو پيام گير تلفنش ضبط کرده بوده:
هشتم ولي خشتمدو تا ترياكى باهم نشته بودن ترياك مى كشيدن
اولى از دومى سوال كرد ، كي روز جمعه مياد .
دومى جواب داد والله نميدونم يا شنبه يا يكشنبه شخصى سر خيابان واستاده بود يك خركوش داشت مى خواست بفروشه ، يك دفه يك معتاد از راه رسيد كفت اين ميمون جنده ، مرده كفت اقا اين خركوشه نه ميمون ، معتاد كفت من كه از شما سوال نكردم از از خركوشه سوال كردم ترياکيه داشته ترياک مي کشيده؛ يهو پليس
سر مي رسه و مي گه: بي حرکت. ترياکيه مي گه: کو تا حرکت!!! از يه معتاده مي پرسند؟ تو بيژني؟ مي گه: نه من ژن دارم.
يارو ترياکيه " باد ول مي ده " ، ..نش رگ به رگ ميشهيه روز يه پسره توپش مي فته تو خونه يه معتاد از قضا معتاد تازه يه صفايي به خودش داده بوده پسره در مي زنه معتاد در و باز مي كنه پسره مي گه آقا توپم معتاده هم مي گه خوب منم توپميه روز يه نفر به خونه يه معتاد زنگ ميزنه مرد معتاد که حال جواب دادن به تلفن رو نداشته گوشي رو برمي داره و مي گه هشتم ولي خشتمترکه با خدا قهر ميکنه وايميسته به نماز ميگه ۲ رکعت نماز ميخونم يه هيچ کسی هم ربطی نداره.


 

۲. قزوينيه يه خيابون خلوت پيدا ميكنه، خودشو انگشت ميكنه در ميره.


 

۳.يه روز ترکه پسرشو ميفرسته دانشگاه اقسری دوستاش ميان ميگن بابا اين که درسش خوب بود ميزاشتی ميرفت دکتر ميشد. ترکه ميگه نه گذاشتمش دانشگاه افسری وقتی درسش تموم شد با هم کلانتری باز کنيم.


 

۴.تركه ميره سلمونی، ميگه: جناب اين ريش مارو اصلاح كن. سلمونيه مي‌بينه طرف تركه، ميگه بگذار يكم سر كارش بگذاريم. بهش ميگه: ‌خشك بزنم يا تر؟ تركه ميگه: ‌يعنی‌چی، چه فرقی ميكنه؟ ميگه: ببين، اونايی كه وقتی بچه بودن اوضاشون خراب بوده ترمی‌زنند، ولي اونايي كه سابقشون پاكه خشك می‌زنند. تركه بهش برمی‌خوره،‌ ميگه:‌ يعنی چی آقا؟! معلومه كه بايد خشك بزنی! يارو هم شروع ميكنه همينجور خشك خشك ريش بدبخت رو تراشيدن. يكم كه ميزنه، تركه دهنش سرويس ميشه، ميگه: وايسا، وايسا! يه چيزايی داره يادم مياد.


 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:7  توسط حسين ابراهيمي  | 

جوكهاي اصفهاني

دایی ما تازه پرشیا خریده بود از کنار یه پیر مرد با ماشین داشت رد می شد شیشه ماشین رو پایین کشید و به پیرمرد اصفهانی گفت حجی رینگو پستان موتور گازی داری پیرمرد گفت نه بادمجون اهوازی دارم  

 

 

 

بچه اصفهانیه به باباش می گه : بابا چرا ما هم مثل بقیه مردم سوار کشتی نمی شیم ؟!! باباش می گه : خفه شو بچه شنا تو بکن . 2 ساعت دیگه می رسیم به جزیره .  

 


 

 

اصفهانیه یه پوسته موز می بینه می شینه کنار موزه . می گن چرا اینجا نشستی ؟!!! میگه : آخه می خوام فکر کنند من این موزه را خوردم .  

 


 

 

به اصفهانیه می گن تا حالا شیرین تر از عسل هم خوردی ؟ میگه : بله ، ترشی مفتی !!!  

 


 

 

بچه اصفهانیه توي امتحان بيست مي‌گيره. باباش ميزنه توي گوشش و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم مي‌كردي؟  

 


 

 

یکی روز یکی از یک محله تو اصفهان می گذشته،می بینه یه دختر بچه اصفهانی گوشواره های طلا داره،می خواسته گولش بزنه و به بچه می گه دختر جون این گوشواره ها رو به من می دی؟ دختره می گه اگه صدای خر در بیاری بهت می دم یارو شروع می کنه به عرعر کردن و بعد می گه گوشواره ها رو بده دختره بهش می گه تو که خری می دونی اینها طلاست و من که ادمم طلا بهت نمی دم.  

 

 

 

 

یه اصفهونی سوار تاکسی میشه به مقصد که میرسه میگه قربان چقدر شد ؟ راننده تاکسی میگه 25تومن . اصفهونی میگه بفرمایید این 20 تومن - به اندازه 5 تومن دنده عقب برید  

 


 

 

اگه گفتید چه جوری میشه اصفهانی رو زجر داد: ببندیش به تیر برق وبهش بگیه کوچه اونطرفی شام میدند  

 


 

 

 

 

دانشگاه صنعتی اصفهان که بودم میدیدم بچه های اصفهانی روزهایی که کلاس هم ندارند باز هم از ساعت 7 صبح تو دانشگاه هستند تا 7شب و با خودم میگفتم دانشجو یعنی اینها ولی بعد فهمیدم ژتون صبحانه و نهار و شام عامل این اعتکاف در دانشگاه بوده  

 


 

 

نوار مغز نرمال /_ /_ /_ /_ /_ نوارمغزقزوینی (|) (|) (|) (|) نوارمغزاصفهانی $ $ $ $ $ $ $ نوارمغزلر _____________!!!  

 


 

 

اصفهانیه کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش تو آب جوش  

 


 

 

 

 

گنجشک تهرانی : داش جیک جیک گنجشک اصفهانی:جیک جیکسا  

 

 

 

اصفهانی تف میکنه اب بدنش کم میشه  

 

 

 

یه روز یه اصفهانیه توی یکی از پادگانهای تهران خدمت می کرده . بچه تهرونی ها برای اینکه اونو اذیت بکنند توی غذایش توف می کردند و اون هیچ چی نمی گفت بعد از چند روز تهرونی ها قرار میگزارند که باهاش دوست بشوند اصفهانیه میگه از کی میخواهید با من دوست بشوید میگند از فردا اصفهانیه هم میگه من هم از فردا نمیشاشم توی سماور  

 


 

ـ اصفهونيا رو از چهار تا چيز ميشه شناخت: - همشون زيرشلواري آبي راه راه دارن - هر قلوپ نوشابه كه مي‌خورن به شيشه نگاه مي‌كنن ببينن تا كجاش رفته - جلوي در واميستن و به جاي اينكه بگن بفرمايين تو، ميگن حالا چرا نميان تو؟ - بستني ليواني كه مي‌خورن حتما درش رو مي‌ليسن.  

 


 

 

یه اصفهانی به یه عربه ح گفت چقدر میدی تا من یه چشممو با دندون گاز بگیرم عربه میگه شرط صد تومن و اصفهانی یه چشمش رو که مصنوعی بود در میاره و با دندون گاز میگیره چند دقیقه بعد اصفهانی باز میگه چقدر میدی تا اون چشممو هم گاز بگیرم خلاصه یه دویستی شرط میبندند اصفهانیه دندون مصنوعیش رو در میاره و بااون چشم دیگش رو گاز میگیره عربه تصمیم میگیره تلافی کنه یه چند دقیقه بعد اصفهانی بازم میگه خوب حالا چند میدی تا رو شلوارت من جیش کنم ولی شلوارت خیس نشه عربه گفت پنج تومن اصفهانیه هم قبول کرد و رو شلوار عربه جیش کرد عربه دید شلوارش خیس شد پنج تومنو گرفت و رفت

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 1:5  توسط حسين ابراهيمي  | 

جوكهاي خوشكل و مشكل ساز

 

می دونی چرا دوتا ترک نمی تونن کنار هم بخوابن ؟ برای اینکه تا صبح دعوا می کنن که کی وسط بخوابه!!!

***

یه ترکه می بینن طناب بسته به کمرش میگن چرا اینکارو کردی ؟  میگه می خوام خودکشی کنم! میگن چرا دور کمرت؟ میگه بستم دور گردنم دیدم دارم خفه میشم بازش کردم !!!

***

حیوونا تصمیم میگیرن جلسه اضطراری تشکیل بدن ولی جلسه تشکیل نشد چون الاغه داشت اس ام اس می خوند!!!

***

قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده. بهش میگن بازی شروع شده پاشو بازی کن میگه من برانکاردم!!!

***

می خوامت نه به خاطر رفاقتت...  نه به خاطرصداقتت...  نه واسه شرافتت...  ظرافتت...  رشادتت...  حسادتت...    می خوامت فقط به خاطر خود کثافتت!!!

***

لره میره جهنم بهش میگن ۵۳/۴۸۳ رکعت نماز بدهکاری!  میگه : ۴۸۳ رکعت قبول ولی اون ۵۳صدم واسه چیه ؟   میگن به خاطر کوسینوس زاویه انحراف از قبله هست!!!

***

ترکه چندین سال درس وکالت میخونه تا وکیل میشه. یه پرونده میذارن جلوش میگن حکم کن؟ میگه گیشنیز!!!

***

ترکه میره آمریکا یه خانم می بینه میگه : ۵ همینجا ۱۰ پارک  ۲۰ خونه  ۵۰ هتل...   ترکه ۵۰ میده زنه میگه ایول هتل؟   میگه نه!  ۱۰ بار همینجا !!!!!!

***

پدربزرگه دست کرد تو جیبش یه مشت نخودکشمش داد به نوش و گفت بخور دودولت بزرگ بشه!  مادربزرگه داد زد : حاجی خودت هم بخور !!!

***

یه ضرب المثل آفریقایی هست که میگه "etsad at tenok ot marik"  . یعنی تو واسم عزیزترینی. ولی جالب اینجاست که اگه از آخر به اول هم بخونی بازم همین معنی رو میده!!!

***

ترکه یه کرست می بینه میگه : الهی بمیرم. کلاه لاله و لادن!!!

***

از یه ترکه نوار مغزی می گیرن. ۲۰ دقیقه اولش خالی بوده!!!

***

به ترکه میگن نظرت در مورد دوران نامزدی چیه؟ میگه : مثل اینکه بابات برات دوچرخه بخره ولی نذاره سوار بشی!!!

***

به رشتیه میگن روز پدر کیه ؟ میگه : والله این روز جزو روزهای یوم الشک حساب میشه!!!

***

یه ترکه میره بم شروع میکنه زمین رو میکنه. بهش میگن : چرا داری زمین رو می کنی؟ میگه : می خوام ببینم عمق فاجعه چقدره!!!

***

اولی : به نظرت موقع تشییع جنازه جلوی جنازه باشی بهتره یا پشت سر جنازه؟

دومی : هرجا می خوای باش ولی سعی کن توش نباشی!!!

***

لره باباش می میره دوستاش میان بهش تسلیت میگن. لره احساساتی میشه میگه ایشاالله ختم باباتون جبران کنم!!!

***

به یه عملی میگن : چطوری معتاد شدی؟ میگه دوست بد   ذغال خوب!!!

***

ترک ها برای همدردی با مردم بم همه موبایل های خودشونو میذارن رو ویبره!!!

***

به ترکه میگن داری کجا میری؟ میگه دارم میام!!!

***

ترکه میره مشهد میرسه نقاره خونه داد میزنه میگه آقا چند چندن؟؟!!!!

***

شباهت لر و خورشید :

هر دوشون از پشت کوه در اومدن!!!

***

یه پرگار جوگیر میشه مربع می کشه!!!

***

 

به یه لر میگن زبون لری چه جوریه؟ میگه فارسی بلدی؟ میگه آره. میگه برین توش میشه لری!!!

***

یه بار یه زن میشینه رو بیل میشه زنبیل!

***

مسابقه تقلید صدای داریوش میذارن. خود داریوش میشه چهارم!!!

***

ترکه میفته تو جوب واسه اینکه ضایع نشه صدای قوطی در میاره!!!

***

ترکه از خواب میپره پاش میشکنه!!!

***

رشتیا به دوش میگن : آب چرخ کن!

***

به ترکه میگن با حمید و فرید جمله بساز؟ میگه : شما وقتی با حمید چند نفرید؟!!!

***

ترکه با خودش کشتی می گیره میشه دوم!!!

***

ترکه میشینه تو هواپیما. یه آمریکایی میشینه کنارش. آمریکاییه یه گوز می کنه میگه sorry . ترکه میگه : پدر سگ رنگش رو هم میگه!!!

***

به ترکه میگن چشمات قرمزه. میگه : درد هم می کنه؟!!!

***

به ترکه میگن خونت کجاست؟ میگه : اردبیل همون در زرده!!!

***

یارو به رفیقش میگه : من اگه پیش خواهرت بخوابم ما با هم فامیل میشیم؟ میگه : نه بی حساب میشیم!!!

***

یه بار نقطه میره قزوین صفر بر میگرده!!!

***

جاسم تو مهمونی میگوزه دعا می کنه خوابش ببره بعد از ۳۰۰ سال بیدار بشه. بعد از ۳۰۰ سال بیدار میشه یه سکه میبره نونوایی میگه یه نون بده. نونوا میگه : این که برای دوره جاسم گوزو هست!!!

***

برای یه ترکه اس ام اس میاد فکر می کنه جوک فرستادن بازش می کنه خیط میشه! درست مثل الآن تو !!!

***

به ترکه میگن بچه کجایی؟ میگه تهران. میگن کجای تهران؟ میگه کیلومتر ۲۰۰ جاده تهران-اردبیل !!!

 

***

چوس چیست ؟؟؟

تلاش بی وقفه گوز برای حفظ آبرو !!!

***

ترکه کیف سامسونت میخره میره خیابون...  هر کی می بینتش میگه آقا شما ترکین؟

اگه گفتی چرا ؟؟؟

آخه کیف رو توی زنبیل گذاشته بوده !!!

***

ترکه داشته رد میشده یه نفرو می بینه دربوداغون. از یکی میپرسه چی شده؟ میگه : هیچی بابا گوزپیچ شده! چند لحظه بعد یه نفر از ترکه میپرسه چی شده آقا؟ میگه :

نمی دونم...  گوزپیچ شده!

پیچ گوز شده!

گوزیده پیچیده!

پیچیده گوزیده!

تو پیچ گوزیده!

تو گوز پیچیده!

پیچ خورده گوزیده!

گوز خورده پیچیده!

یه چیزی تو همین مایه ها !!!

***

ترکه میره تو خیابون می بینه نوشته : سیو همان سیب است... میگه : دروغ میگن پدر سگا ! خودم خوردم صابون بود!!!

***

دانشمندان کشف کردند : کسانی که موقع ریدن فکر می کنند   هنگام فکر کردن می رینن !!!

***

ای مسیج که میروی به سویش              از جانب من برین به رویش

***

تو در قلب من جا داری

تو در رگهای من جا داری

رفتم دکتر گفت انگل داری!!!

***

وقتی دلتنگی...

وقتی عاشقی...

وقتی بی کسی...

وقتی نداری...

وقتی بی پولی...

هیچ کس نمی فهمه!

ولی کافیه یک بار بگوزی همه می فهمن!!!

***

ببخشید این موقع شب مزاحم شدم. یه سوال داره مثل خره جونمو میخوره :

پدر پسر شجاع قبل از اینکه پسر شجاع به دنیا بیاد اسمش چی بود؟؟!!!

***

به مناسبت عید سعید قربان به دستم رسید :

عید سعید قربان بر تمام گوسفندان جهان تسلیت باد.

***

میدونی بهترین ینجه مال کجاست؟

...

...

نمیدونی؟ اشکال نداره

میرم از یه گاو دیگه میپرسم!

***

دلم می خواد بخورمت... نه اینکه فکر کنی عاشقتم... نه اینکه فکر کنی دوست دارم... نه... فقط واسه اینکه یه گهی خورده باشم!!!

***

یارو تلویزیونشونو روشن می کنه. میزنه کانال ۱ : قرآن... کانال ۲ : قرآن... کانال ۳ : قرآن... ۴ : قرآن... ۵ : قرآن........  پا میشه تلویزیونو ماچ می کنه میذاره تو تاغچه!!!

***

دنیا ۳ رکن داره :

۱) اصلا عاشق نشو

۲) اگه عاشق شدی واسه معشوقت بمیر

۳) و اگه مردی خاک بر سر بی جنبت...

***

آخرین فتوای مراجع قم صادر شد :

احتیاط واجب بر آن است که مسافر در قزوین نماز را نشسته بخواند!

***

 

از قزوینیه می پرسن محکم ترین سدی که دیدی چی بوده؟ میگه شلوار لی !!!

***

به یه ترکه میگن جسم شفاف رو تعریف کن میگه جسمی که بشه از این طرف اون طرفشو ببینی. میگن باریک الله یه مثال بزن؟ میگه نردبون!!!

***

به ترکه میگن برو جلو ماشین ببین راهنما کار می کنه میره میگه آره  نه  آره  نه  آره  نه.....

***

نفرین ۲۰۰۶ :

امیدوارم جوجه تیغی تو کونت قرص اکس بخوره!!!

***

می دونی به فرماندار قزوین چی میگن؟

ارباب حلقه ها !!!

***

قزوینیه داشته دنبال توپ میدویده  میگن چرا داری دنبال توپ میدوی میگه اداره راهنمایی و رانندگی گفته به دنبال هر توپی یه کودکی خواهد آمد ... .

***

لره تیپ میزنه میره تو خیابون دختره بهش میگه بخورمت لره میگه این گه خوریا به تو نیومده!

***

سه تا موش داشتن کل مینداختن. اولی میگه تله موش دیدی؟ ما با فنرش روزی ۱۰ تا اسکات میریم. دومی میگه: مرگ موش دیدی؟ مزه عرقمونه! سومی موبایلش زنگ میزنه میگه الآن میام. ازش میپرسن چی شد؟ میگه : بروبچ گربه آوردن بکنیم!!!

***

برق میره ترکه با یه قابلمه میره در خونه لره میگه برق دارید؟ لره میگه : همین کارها رو می کنید می گن خرید دیگه! خوب یه ظرف میاوردی که برق نگیرتت!!!

***

به ترکه میگن ۱۲ امام رو میشناسی؟ میگه آره. میگن خوب نام ببر؟ میگه اونجوری که نه. اگه ببینمشون میشناسم!

***

جشنواره فیلم تخیلی رشت :

۱) زن باوفا

۲) شب های بی اصغر آقا

۳) خوش غیرت

۴) حلال زاده

۵) که سیمرغ بلورین هم برده : پسری که یک پدر داشت!!!

***

به یه ترکه میگن از قفل فرمونت راضی هستی میگه آره فقط سر پیچ اذیت می کنه!

***

به ترکه میگن چرا پرانتزی راه میری؟ میگه مطلب مهمی وسطشه...

***

چوپان دروغگو میمیره شب اول قبر بهش میگن اسمت چیه؟ میگه دهقان فداکار!!!

***

ترکه میگوزه میگه امان از دست این سوسیس کالباس های صداداررررررر!!!

***

کره الاغ از باباش میپرسه بابایی الاغ ها هم میتونن زن بگیرن؟ باباش میگه آره اتفاقا فقط الاغا زن می گیرن!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 0:56  توسط حسين ابراهيمي  |